جادوی پر اثر : فریدون مشیری

پر کن پیاله را
کاین آب آتشین
دیریست ره به حال خرابم نمی برد!

*******
این جام ها ـ که در پی هم می شود تهی ـ
دریای آتش است که ریزم به کام خویش  ،
گرداب می رباید و ، آبم نمی برد !

*******
من با سمند سرکش و جادویی شراب ،
تا بیکران عالم پندار رفته ام
تا دشت پرستاره ی اندیشه های گرم
تا مرزناشناخته ی مرگ و زندگی
تاکوچه باغ  خاطره های گریز پا،
تا شهر یاد ها ...

دیگر شراب هم
جز تا کنار بستر خوابم نمی برد !

*******
هان ای عقاب عشق !
از اوج قله های مه آلود دور دست
پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من
آن جا ببر مرا که شرابم نمی برد..!
آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد !

*******
در راه زندگی ،
با این همه تلاش و تمنا و تشنگی ،
بااین که ناله می کشم از دل که: آب ... آب ..!
دیگر فریب هم به سرابم نمی برد !

*******
پر کن پیاله را ...

شعر از:فریدون مشیری